اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

28

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

آگاهشان ساخت و هر يك از مسلمين ديگرى را تشويق كرد و پس از نماز ظهر جنگ ميان آنان در گرفت و جنگى سخت بانجام رسيد و مسلمين به خوبى از عهده آزمايش و گرفتارى بيرون آمدند . سعد در آن روز بيمار بود ، پس بقصر عذيب رفت و در آن فرود آمد و آنجا متحصن گشت . رستم خبر يافت و سوارانى فرستاد تا پيرامون قصر را فراگرفتند و چون مسلمين خبر يافتند بسوى قصر روى نهادند و لشكريان رستم بهزيمت رفتند . سپس بامداد فردا رسيد و شش هزار از لشكر ابو عبيدة بن جراح ، همانان كه با خالد بن وليد بودند ، پنج هزار از مضر و ربيعه و هزار نفر از مسلمين ناشناخته بفرماندهى مرقال : هاشم بن عتبة بن ابى وقاص بديشان پيوستند و فتح شام يك ماه پيش از قادسيه بود . پس در بامداد روز سوم بر سر كارزار آمدند و رستم فيلها را بياورد و چون اسبان بدانها نگريستند نزديك بود كه پراكنده گردند ، سپس مسلمين بر فيلها حمله ور شدند و چشمهاى آنها را شكافتند و خرطومها را بريدند . در بامداد روز چهارم مسلمين بميدان كارزار آمدند و پيروزى با ايشان بود و رستم كشته شد ، بدين ترتيب كه لنگه بار استرى بر او افتاد و او را كشت و آنكه لنگه بار را بر او افكند : هلال بن علفه بود و بالاى تخت رستم برآمد و فرياد زد : بپروردگار كعبه قسم كه [ رستم را ] كشتم ، بسوى من ، بسوى من . و بقولى زهير بن عبد شمس برادرزاده جرير بن عبد الله او را كشت و بسيارى از آنان كشته شدند و ديگران رو بگريز نهادند و مالها و جامه و سلاح كشته ها جمعآورى شد و جامه و سلاح رستم فروخته شد و سهم هر سوارى بچهارده هزار و از هر پياده اى بهفت هزار و صد رسيد و بخانواده شهيدان و زنان چيزى از اصل غنيمت بخشيده شد ، اما بردگان كه آزاد شدند .